X
تبلیغات
اشعار طنز - اين شعر از سيد اشرف الدين حسيني(نسيم شمال)(دوره مشروطه)

اشعار طنز

اين شعر از سيد اشرف الدين حسيني(نسيم شمال)(دوره مشروطه)

"تازيانه"

دست مزن!چشم،ببستم دو دست

راه مرو!چشم،دو پايم شكست

 

حرف مزن!قطع نمودم سخن

نطق مكن!چشم،ببستم دهن

 

هيچ نفهم!اين سخن عنوان مكن

خواهش نافهمي انسان مكن

 

لال شوم،كورشوم،كرشوم

ليك محال است كه من خر شوم

 

چند روزي،همچو خران زير بار

سر ز فضاي بشريت برآر

------------------------------------

1-اين شعر ترجمه اي است آزاد از شعري به همين مضمون از ميرزا علي اكبر صابر،شاعر جمهوري آذربايجان
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم خرداد 1389ساعت 9:49  توسط پويا  |